شكار و ماهيگيري


+ آموزش گرفتن ماهی سفيد

سلام در مطلب قبلي گفتم كه ماهي سفيد گيري را تعريف مي كنم

گرفتن ماهي سفيد با قلاب در شمال به دو روشه يكي در دريا روي سنگچيني كه توي دريا كشيدن در اين روش چند تا صدف ريز كه در زير سنگها هست رو با درفش دو طرف اونو سوراخ مي كنند وهر 4 الي 5 تا رو روي يك قلاب شماره 4 معمولا از نوع بلژيكي ميزنند راستي لانس هم بايد شناور هم داشته باشه توجه داشته باشيد كه صدفها حتما بايد سياه باشه معمولا روز هاي آفتابي و قبل از كولاك ميشه ماهي خوبي گرفت چند روز پيش پسر عموم تونست چندتا بگيره البته من به علت دوري نمي تونم برم چون من در رشت زندگي مي كنم ودر يا كياشهره كه حدودا 52 كيلومتر فاصله داره اين روش محتاج اينه كه هر روز بري تا يه روز كه خبره بتوني حالي بكني

 اين ماهی ها با روش اول گرفته شده ۲۳ تايه

پسر عموم

از روش دوم در زمان تخم ريزي ماهي در سفيد رود وهنگام كمي آب استفاده ميشه در اين روش احتياج به لانس با نخ شماره ي 35 ، 4 يا بيشتر قلاب شماره 1 بلژيكي ( به دليل احتمال پارگي زياد نخ 4 تا قلاب كافيه )  قلاب ها رو به طور سري پشت سر هم به فاصله ي پنج سانت از هم بدون هيچ گوشواري به نخ استخوان (اصلي ) ميبنديم ودر اتهاي نخ زير قلاب ها يه وزنه حدود 100 گرمي ميبنديم مكان مناسب براي اين نوع ماهيگيري در جاهايي است كه ماهي در حال تخم ريزيه كه بيشتر سنگ هايي كه سرشون از آب بيرون زده جاي مناسبيه. هر ماهي ماده در حال تخم ريزي حدودا 30 الي 40 ماهي نر رو دور خودش جمع ميكنه

قلاب رو در آب كنار سنگ بيانداز طوري كه قلاب ها در زير آب در كنار سنك يا ستونهاي زير آب قرار بگيره ولانس رو تو دستت نگه دار  نخ رو سفت كن تا كو چكترين ضربه رو تودستت احساس كني ماهيي كه در حال حركت در اون اطرافه وقتي كه به نخت بخوره تو دستت يه ضربه احساس مي كني تو هم بايد بلافاصله يه ضربه ي بسيار محكم برني تا نخ در مماس با بدنش بالا بياد وقلاب ها تو تنش گير كنه (دم ، سر ، شكم، ... فرقي نمي كنه فقط گير كنه) شايد بگي روش خشنيه اما جالبه چون با قلابه نه تور يا چيز هاي ديگه.

 

ما با روش دوم روز 25 فروردين رفتيم ماهي گيري شبش منه ماهينگير(به قول داش بهرام) باپسر عموم قلاب رو آماده كرديم كه ساعت پنج بريم سفيدرود ( روز قبلش پسر عموم اويس 4تا گرفته بود) صبح كه اونجا رسيديم ديديم از شب او نجا نشستن يه كم غرغر داديم (تو دلمون) بعد رفتيم نشستيم. چند بار مال منو زد اما نگرفتم يه نفر بغلم 4تا گرفت كه يه دفعه مال منو زد كشيدم ،گير كرد قلاب رو مجبور شدم پاره كنم. چون ديگه قلاب نداشتم ديگه درست نكردم ساعت هشت صبح جمع كرديم راه افتاديم به سمت مرداب كه اسلك (نوعي كولي ولي باريكتر) بگيريم ساعت هشتو نيم رسيديم  كاسي(چوب ماهيگيري بسيار سبك باسر بسيار بسيار نازك) رو باز كرديم  باخمير نون فانتزي شروع كرديم به گرفتن دونفري 48 تا گرفتيم با كلي بچه ماهي سفيد هفت سانتي وماهي شيشه اي كه اونارو ول مي كرديم مي اسلكارو آوردم خونه نهار چند تا رو سرخ كرديم وقتي خورديم طعم گازوئيل ميداد ايطور كه معلوم بود لنچ هايي كه كنار پهلو گرفته بودند نشتي داشتند گازوئيلشون سطح آب پخش ميشه و وقتي ميخواستيم ماهي رو بالا بياريم در سطح آب گازوئيل به بدنشون مي چسبيد خدا بگم چيكارشون كنه كه محيط زيستو آلوده مي كنند اين لنچها براي صيد كيلكا شب به در ياي خزر ميرن وصبح تو مرداب پهلو مي گيرن

 اين ماهی ها با تور گرفته شده بزرگه کفال و بقيه کپوره

 

من از برف امسال فيلم هايي گرفتم كه هر شكار چي رو به وجد مياره حيف فضا خيلي ميخواد ولي عكسهاشو ميزارم به احتمال زياد تو مطلب بعدي

 

نویسنده : مهدی رخ ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

درروز 26 فروردين 1384 ساعت 8 پسر عموم اومد دنبالم گفت اگه رشت نميري (من كياشهر بودم) ساعت نه و نيم ميام دنبالت بريم واور زني (واور وسيله ي كه تور رو به وسيله ي دو لوله ي باريك به صورت هفت به هم مي بندند و در انتهاي اون يه دسته ي بلند ميزارن) منم گفتم باشه ساعت نه ونيم من و پسرعموم اويس با موتور رفتم خونه ي يكي از دو ستاي اويس به نام وحيد كه خونشون نزديك سفيدرود بود ساعت 10 رسيديم  ساعت  ده ونيم از خونه ي وحيد پياده حركت كرديم بعد از حدود نيم ساعت پياده روي به محل رسيدم در راه از هركي مي پرسيديم خبري هست ميگفت نه و ماهرجه بيشتر جلو مي رفتيم بيشتر نا اميد مي شديم خلاصه يه جا پيدا كرديم  ماداشتيم از گرما مي برديم هوا حدود23 درجه وشرجي وبدون هيچ بادي بود. از دو واوري كه آورده بوديم يكي رو باز كرديم و وحيد مشغول شد من واويس كنار نشستيم ونگاه كرديم يه دفعه اويس گفت:

 

اويس:الان خوبه يه ستره(آسترا ) بزنيم وحيد دوست داري چند كيلو خاويار داشته باشه

وحيد: 10 كيلو

من : چه كم اشتها

اويس : خوب 10 تا 200 هزارتومن 2000000 تومن نفري 660000 تومن خوبه

من : بار بگيريم به من گوشتشو بدين

اويس: خوب ميشه نفري 1000000 با 7_8 كيلو گوشت وحيد با پولت چي كار ميكني

من: من فرار ميكنم ميرم آمريكا

وحيد :اويس اگه پول دست بياد همه رو خرج ميكني آخه برنالمه نداري

اويس : تو برنامه داشتي چه غلتي كردي

 

يه دفعه باد سرد اومد وهوا حدود 10 درجه سردتر شد دو ديقه بعد بارون كرفت منم زنبيلي كه روش نشسته بودم رو گذاشتم رو سرم نيم ساعت بعد با شديد تر شدن بارون دست از پا دراز تر مثل موش آب كشيده برگشتيم خونه.

 

روز قبلش هم رفته بوديم با قلاب ماهي سفيد گيري كه بعدا تعريف مي كنم .

اين عکس واوره ببخشين اسم فارسی شو بلد نبودم

در اينجا ميتوان با ويلچر ماهيگيری کرد(قابل توجه آيا ميدونی قطع نخا يعنی چه

من در ساحل سفيد رود بندر كياشهر

من وپسر عموم اويس

نویسنده : مهدی رخ ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ماهيگيری در جنوب (چابهار)

قبل از هر چيز از کسانی که نظر دادن بسيار متشکرم حتما از راهنمايی های اونا استفاده ميکنم

 

بهترين روز هاي عمر من تو چابهار بود عموي من كارمند نيروي انتظاميه ودو سال گرم سيري شو تو چابهار بود ماهم چند روز مونده به عيد 1382 از رشت به سمت تهران حركت كرديم تا بعد با هواپيماي نيروي هوايي نصف قيمت به اونجا بريم چوب هامون رو هم برديم خلاصه سوار شديم يه بويينگ747 ماهم سر دمش نشستيم (اي كاش نمي نشستيم ) هواپيما دوبار به علت نقص فني برگشت تهران(به علت نويي هواپيما) خلاصه به زور نذر و دعا خلاصه رسيديم روز دوم موقع غروب حركت كرديم و رفتيم ماهيگيري (اسكله ي نيروي انتظامي) ديديم بالاي صد هزار ماهي 15-20 سانتي روي سطح آب بازي ميكنن سرباز هاي اونجا هم تا حالا چنين چيزي نديده بودند ما در تا چوب با نخ سي كه نال شمال بو د داشتم يه قلاب نروژي شمارهي يك رو به سيم بوكسر بستم  و يه وزنه ي بزرك ويه ماهي كوچيك (10 ساني) رو زدم تو قلاب وانداختم يه دفعه سر چوب رو به شدت ضربه زد كشيدم حسابي بازي مي كرد به هر زوري آوردمش كنار رفت كنار سنگ چين كنار ساحل من كشيدم كه كنار سنگ نره كه نخ پاره شد منم اعصابم خورد  ايدفعه دو تا قلاب بستم و انداختم ايندفعه سر لانس رو به شدت زد كشيدم ديدم قلاب دوم رو كه سيم نداشت پاره كرده اون شب به چند تا مار ماهي رضايت داديم . فردا رفتيم چند تا قلاب تك ونخ شماره ي 100 خريديم چند تا قلاب درست كرديم شب بعد كه رفتيم من سر قلاب يه تن 10 سانتي زدم انداختم بلافاصه سر لانس رو زد من هم كه از نخ مطمعن بودم بيخيال كشيدم بالا  يه باراكود بود اون شب يكي ديگه هم گرفتم با چند تامارماهي عكسشو ببينيد

شب سوم كه رفتيم قسمت من يه مارماهي و ماهي مركب بود اما برادرم يه باراكود و سفره ماهي وماهي مركب وچندتا مارماهي( عجب دندونهايي داشتن) بود خلاصه جاي شما خيلي خالي بود توصيه مي كنم حتما براي ماهيگيري به جنوب بريد.

     بارا كود

نویسنده : مهدی رخ ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک