شكار و ماهيگيري


+  

با سلام خدمت دوستان گرام نميدونم چرا تعداد كامنت ها كمه اگه ممكنه راههايي كه ميتونم تعداد كامنت ها رو زياد كنم رو به من بگيد يا به اصطلاح منو راهنمايي كنيد در اين پست به يك نوع شكار سنتي و بسيار جالب و هيجان انگيزبه نام دام شكار رو براتون ميگم وهمچنين شكار دورور ويك نو تله به نام كيكم ... اميد وارم خوشتون بياد

دورور :

اين شكار در هنگام غروب انجام ميگيره در اكثر جاها براي شكار مرغلبي از اين روش استفاده ميشه اما در گيلان اين نوع شكار معروف به دورور ميباشه  اصولا مرغابي ها و چيز هاي ديگر در شمال روز ها در تالابهاي  استان مشغول خوردن غذا هستند ودر موقع غروب براي گذراندن شب به شاليزار هاي اطراف تالابها مي آيند واين زماني هست كه مي توانيد خرشون رو بگيريد براي اين كار بايد نيم ساعت قبل از غروب خورشيد در محل حاضر شد بهترين جا هم آنجا است كه در داخل شاليزار آب جمع شده باشد و عكس آسمان در داخل آب بيفته تا از فاصله دور براي مرغابي ها ديد داشته باشه بايد توجه داشت كه چون اكثر مرغابي ها شب به محل ميرسند و در سطح زمين حركت ميكنند ديدينشان كار بسيار سختي هست و براي اينكه بهتر مرغابي ها رو ببينيد، بشينيد تا از نور كم آسمان بهترين استفاده را كنيد در اين روش حتي الامكان بايد يك چراغ دستي داشته باشيد يا اگر توله داشته باشيد نور الا نور مي شود اين اشتباهي است كه ما مرتكب اون شديم. يه روز كه براي دورور رفته بودم بعد از نيم ساعت منتظر شدن در داخل آب من متوجه شدم كه 7 – 8 تا زالو دارن از چكمم بالا ميرن تا از خون من نوش جان كنند ، بي انصافها از رو هم نميرفتن هروقت مينداختمشون پايين از دوباره ميرفتن بالا بلاخره مجبور شدم كه جامو عوض كنم .كه ناگهان يه گله 7 تايي خودكا به تورمون خورد من وپسر عموم وقتي متوجه شديم كه از ما رد شده بودند ودر حال حركت به طرف دوستمون بودند با بالا آوردن لوله تفنگ بلافاصله اوج گرفتند و از هم باز شدند اما با اين حال دوستمون تونست دو تا رو بزنه اما هر دوتا زخمي شدن وما كلي دنبالشون گشتيم و هيچ كدوم رو پيدا نكرديم وبا اعصاب خورد به خونه برگشتيم . خوب اين ضد حالهاست كه شكار رو زيبا ميكنه .

دورور

دام شكار :

لازمه اين شكار توله و دام هست . توله در داخل مزارع برج به دنبال رد ميگرده البته مزارع بايد شرايط خاصي باشه اول اينكه مقداري آب گرفته باشه بعد اينكه تمام ساقه هاي بريده برنج كه به زبان محلي بهش اشكل ashkal  گفته ميشه بايد خابيده نباشد بيشتر پرندگاني كه در اين روش صيد ميشه بلدر چين و نوعي پرندهي بسيار زيبا است كه به محلي بهش ستكه ميگن متأ سفانه اسم عامه اونو بلد نيستم اكثر توله ها عاشق اين نوع شكار هستند توله بعد از رد زدن وپيدا كردن شكار به صاحب خود علا مت ميدهد ( در اين نوع شكار ميشود از يك نفر گرفته تا به بالا شركت كرد هر چه تعداد نفرات بيشتر باشد احتمال از دست دادن شكار كمتر مي شود ) و نفرات حاظر در شكار توله را دور ميكنند وتوله پرنده را به پرواز در مي آورد و حال اينجاست كه نفرات حاظر در شكار باست كه پرنده را با دام در هوا بگيرند پيشنهاد ميكنم كه اين نوع شكار را حتما امتحان كنيد .

توله و د ا م

كيكم:

تله اي مرگبار بسيار خطرناك من شنيدم كه از اين نوع تله در مهاباد براي گرفتن كبك زنده استفاده ميشود اما اينجا براي گرفتن مرغابي چنگر خودكا خلاصه انواع پرندگان رو آبي و كنار آبي به كار ميره متشكل ار يك نخ اصلي محكم كه دو طرف اون به بدنه ي دو ني يا چوب وصل ميشود به طوري كه راه حركت پرنده رو سد كنه بعد روي اين نخ حلقه هايي محكم به صورت سري وصل ميكنند الان بيشتر از الياف طناب نايلونيه ولي در قديم از دم اسب كه شكل پذيري زيادي داره استفاده ميكردند و پرنده بيچاره در هنگام عبور مجبور هست كه از ميان اين حلقه ها حركت كنه كه ممكن است گردن يا پا يا بال پرنده درون اين حلقه ها گير كنه كه اگر گردن پرنده گير كنه 100% احتمل خفگي وجود داره واكثر پرنگاني كه به صورت مرده در بازار فروخته ميشود و هيچ نشاني از تير خوردگي روي بدنشون نيست با اين روش گرفته ميشود و در داخل دام ميميرد قديمي ها ميگن كه چنگر وقتي در داخل كيكم ميوفته رگ گردنش رو پاره ميكنه و به اصطلاح خودكشي ميكنه ولي دليل اين كار چنگر اينه كه ميخواد نخ رو از دور گردنش باز كنه ولي به جاي نخ با ناخون تيزش رگ گردنش رو پاره ميكنه من خودم در دوران جاهليت از اين تله استفاده كردم اما خوشبختانه هيچ تلفاتي نداشتم چون ميدونستم كه اين روش بسيار خطر ناكه زود به زود به تلم سر ميزدم حتي يادمه با اين تله دوتا ودكوك يا همون ابيا گرفتم ولي هيچوقت ديگه از اين تله استفاده نميكنم وبه ديگران هم پيشنهادد نميكنم .

كيكم

فعلا همين ...همتون رو دوست دارم خواهشا نظر بديد تا شير بشم بيشتر بنويسم

 

 

نویسنده : مهدی رخ ; ساعت ٥:٥٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ تشت سو و هکش نما

با سلام خدمت تمام عزيزان كه با نظرات خودشون منو شرمنده ميكنند و از عزيزاني هم كه نظر نميدهند نيز كمال تشكر را دارم و در ضمن ماه مبارك رمضان را نيز به همه تبريك ميگويم در پست قبل به  دوروش دام به نام تشت سو و هكش نما اشاره شد در اين پست با اطلاعات ناقص خود اين دو روش رو توضيح ميدهم البته اين اطلاعات از مستنداتي است كه من در سالهاي قبل و از افراد مختلف  شنيدم به هر حال كمي و كاستي رو بايد به بزرگواري خود ببخشيد .

روش هكش نما hakeh nama  :

در اين روش نياز به يك آب بندان نسبتا بزرگ هست كه در اون كومه هايي از جنس ني درست ميكنند كه براي استتار به كار ميرود ارتفاع آب معمولا 30-40 سانت ميباشد واب بايد صاف باشد تا ازدور ديد داشتته باشد يعني وقتي عكس اسمون توش ميوفته برق بزنه يا به اصطلاح محلي كاس كاسي كنه بعد تعداد زيادي مرغابي وحشي اهلي شده يا خانگي يا غاز هاي پر سرو صدا كه در طرف هاي مازندران به غاز رشتي معروفه رو در داخل آب رها ميكنند البته پاي اين مرغابي ها رو با نخ به سنگ ميبندند تا از جاش حركت نكه بعد سر تاسر اين آب بند رو با تور هاي زير آبي مي پوشانند اين تور ها به يك نخ مركزي متصل است كه اين نخ به داخل كومه هدايت ميشه كه يا كشيدن نخ تمام تورها از زير آب بيرون مي آيند و بر سر مرغابي هاي بدبخت فرود مي آيد اين روش بيشتر وقتي كاربرد دارد كه يا در موقع غروب باشد يا اينكه مرغابي ها از مهاجرت آمده و فرود ميآيند .

روش تشت سو :

اين روش در شب كار برد دارد در اين روش نياز به يك واور   vavarقايق كو چك به نام لوتكه  كه كلمه اي روسي هست و از دوران تصرف روسها به يادگار مونده ، چراغ زنبوري كه اينجا بهش چراغ ستكه ميگن ، واز اونجايي كه از اسم اين نوع شكار ميشه فهميد تشت يا همون سيني مسي اين روش به سه نفر نياز دارد كه يك نفر پارو زن و يك نفر هم تشت زن ويك نفر هم وظيفه گرفتن مرغابي ها با واور رو دارد.

چراغ زنبوري رو روشن ميكنن وپشت محفظه اون حلب يا ورق آلمينيوم ميزارن طوري كه دو سوم حفاظ دور چراغ گرفته بشه در حقيقت اين كار براي اينه كه تمام نور چراغ رو به سمت جلو متركز كنند و محوطه جلوي قايق رو روشن كنند .

لبه تشت يا همون سيني رو رو سوراخ كرده ويه طناب كوچك ازش رد ميكنند تا تشت زن بتواند با استفاده از آن طناب كوچك تشت را بدون تماس با دستش نگه دارد تا صدا به دليل برخورد تشت با دستان تشت زن گنگ نشود.

به اين دليل تشت ميزنند كه با صداي تشت ، مرغابي هاي در خواب گيج ميشوند وهيچ كاري نمي توانند بكنند مثل يك نوع هيپنوتيزم . تشت زدن كار بسيار سختي هست چون تشت زن بايد ساعتها  با يك ريتم خاص و هماهنگ بايك ميله فلزي به تشت بكوبد واگر براي يك لحظه هر چند كوتاه اين ريتم منظم وپيوسته قطع شود تمام مرغابي ها فرار ميكنند در هنگامي كه تشت زن در حال ضربه زدن به تشت ميباشد پارو زن قايق را به آرامي به سمت جلو حركت ميدهد و با جلو رفتن قايق بطبع محوطه جلوي قايق نيز به وسيله چراغ روشن ميشود ومرغابي هايي كه گيج از صداي تشت هستن نمايان ميشوند در اين موقع است كه نفر سوم كه واور را به دست دارد بايد اقدام به گرفتن مرغابي در آب يا هوا كند نكته جالب اينجاست كه مرغابي ها در اين روش هيچ دفاعي ندارند از يك طرف كه در شب اين شكار صورت ميگيرد و از طرف ديگه صداي وحشتناك وبه قول ما مخ چت كن تشت گيج گيجشان ميكند

بعد از گرفتن مرغابي بال آن را به هم مي پيچانند يا به اصطلاح پر پيچ ميكنند از آنجايي كه مرغابي زنده وپرپچ شده ميتواند به راحتي شنا كند به همين دليل در هنگام پرپيچ كردن سر مرغابي را به سمت عقب برده بين دوبال قرار داده و بعد بالها را پر پيچ ميكنند به طوري كه  سر مرغابي اصلا معلوم نيست وبه صورت زنده به بازار عرضه ميشود

در شمال پرندگان مهاجر از بازار خوبي برخوردار هست من خودم شاهد اين بودم كه د ر چند هفته پيش تعداد زيادي خودكا در بندر كياشهر به صورت زنده به فروش ميرسيد كه صد البته در پارك ملي بوجاق شكار شده بودند وو محيط زيست درخواب ناز به سر ميبرد و دستش هم به شكارچي بدبخت رسيده و پروانه نميده انگار كه با اين كار چيزي درست ميشه؟؟؟؟ واقا به نظر شما اين راه حل مشكله ؟؟؟؟؟ 

در پست بعدي راجب به نوعي شكار به نام دورور ويك نوع تله بسيار خطر ناك توضيح مي دهم

 

نویسنده : مهدی رخ ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ تاراج، تجارت يا تفرج؟

اين مقاله رو يکی از دوستان نازنين به نام بهنام دوسال پيش در روزنامه همشهری چاپ کردن ومن به پيشنهاد خودش اونو دوباره تو وبلاگم منعکس کردم
 
شكار و صيد پرندگان كوچنده در استان گيلان

اشاره:
007680.jpg
بازار ماهي فروشان بندر انزلي، صيد و شكار و استفاده از پرندگان مهاجر آبزي در استان گيلان سابقه و قدمتي ديرينه دارد

يكي از بحث هاي داغ محافل زيست محيطي در سال هاي اخير، مسئله توجيه بودن شكار و صيد باتوجه به وضعيت فعلي محيط زيست كشور است. تخريب عيني منابع طبيعي از يك سو و ارائه آمار و ارقام نگران كننده كارشناسان محيط زيست درخصوص كاهش شديد جمعيت حيات وحش از سوي ديگر، همه نگاه ها و انتقادات را به سوي شكار و صيد و تبعات حاصل از آن كشانده است.
شكي نيست كه شكارچيان و صيادان به صورت يك عامل مستقيم و بي واسطه همواره با بهره برداري از جمعيت هاي جانوري، نقش مهمي را در كاهش تعداد آنان ايفا كرده اند.
به راستي آيا عامل اصلي تمامي اين مشكلات و انقراض گونه هاي شاخص حيات وحش ايران در سال هاي اخير، شكارچي يا صياد است؟ در اين نوشتار سعي بر اين نيست تا با بي گناه جلوه دادن جامعه شكارچيان و صيادان كشور، علت مشكلات موجود به عامل ديگري نسبت داده شود. اما اميد بر اين است تا با توجيه همه جانبه قضيه از سوي مسئولين، به خوبي روشن شود كه آيا تنها راهكار عملي و ممكن در مورد وضعيت شكار و صيد در ايران امروز، ممنوعيت آن و پاك كردن صورت مسئله است.
استان سرسبز گيلان، سرشار از مواهب طبيعي است. زمين هاي زراعي پربركت، رودهاي خروشان و دائمي، دريا، جنگل و همه و همه دست به دست هم داده اند تا گيلان را آينه تمام نماي عقل و خرد آدمي در مديريت و بهره وري از طبيعت نمايند. هرساله با شروع فصل سرما، خيل عظيم پرندگان آبزي از شمال سيبري به تالاب ها و آبگيرهاي پهناور اين استان مهاجرت كرده و زمستان گذراني مي كنند. در اين زمان است كه همزمان با تعطيلي كار زراعت و كشاورزي، فعاليت جديدي در شمال آغاز مي گردد. بازار شكار و صيد پرندگان مهاجر آبزي در استان گيلان در پاييز و زمستان داغ داغ است.
شكار و صيد پرندگان و استفاده از گوشت آنها در استان هاي شمالي كشور از جمله گيلان سابقه و قدمتي ديرينه دارد. برخي از روش هاي سنتي صيد همچون «طشت و سو» و يا «هاكش نما» حدود ۷۰۰ سال است كه در گيلان مورد استفاده قرار مي گيرند. به طوركلي امروزه و برمبناي مناسبات فعلي، روش هاي صيد و شكار در استان گيلان به دو دسته كلي روش هاي مجاز و روش هاي غيرمجاز قابل تقسيم است.
007690.jpg
بازار لنگرود، فروش پرندگان صيد شده

از دسته اول مي توان به روش هاي تيراندازي با اسلحه شكاري (در محدوده هايي به غير از مناطق حفاظت شده و به همراه پروانه صيد و اسلحه داراي مجوز حمل)، روش طشت و سو، روش نما (هاكش نما)، روش روژگير (روزگير) و روش اجازه آب بندان اشاره كرد. از روش هاي غيرمجاز نيز مي توان روش تعقيبي، استفاده از تور هوايي و روش دور كردن گوده ها را نام برد.
در گيلان اقتصاد آدمي درگير با طبيعت و منابع طبيعي است. شايد در هيچ كجاي ديگر كشور نتوان اين چنين آميختگي را بين انسان و طبيعت در كشاكش براي ادامه بقا و ماندگاري يافت. از آنجا كه زندگي روستايي، شيوه مسلط زندگي در استان گيلان است، به تبع كشت و زرع صيد و شكار نيز منبع اصلي درآمد در اين خطه است. هرچند به واسطه صنعتي شدن استان، اين مسئله در سال هاي اخير كمرنگ شده، اما هنوز شيرازه بقاي آدمي در اين ديار طبيعت و منابع طبيعي است. در اين ميان بازار بزرگ وابسته به صيد و شكار پرندگان مهاجر كه هرساله در فصل سرما در استان گيلان پاگرفته و منجر به رونق اقتصادي منطقه مي گردد، خود حكايت ديگري دارد. در فصل شكار، خوتكا، سرسبز، چنگر، كشيم و ديگر پرندگان آبزي در كنار ديگر محصولات زراعي و دريايي زينت بخش بازارها و درنهايت سفره هاي گيلاني است.
سوءمديريت حيات وحش و نبود شناخت كافي از ذخاير و منابع موجود به عنوان ركن و مبناي اصلي حفاظت، باعث شده كه صيد و شكار پرندگان به عنوان يكي از عوامل مؤثر كاهش جمعيت اين موجودات در سال هاي اخير، خودنمايي كند. برداشت بي رويه و بي ضابطه از منابع و عدم مديريت و نظارت در اين كار، جمعيت پرندگان مهاجر را در گيلان نسبت به سال هاي گذشته با كاهش شديدي روبه رو ساخته است.
007695.jpg
چنگر و كشيم غالبا پرندگان زنده خريدار بيشتري دارند اما در هر حال مشتري هميشگي براي اين پرندگان در استان گيلان وجود دارد

بررسي ها در اين خصوص نشان مي دهد كه هر سال طي فصل شكار رقمي معادل ۶۰ الي ۷۰ درصد جمعيت پرندگان مهاجر آبزي موجود در تالاب ها و آبگيرهاي استان، برداشت مي شود. مطالعات انجام شده در سال ۱۳۸۰ بيانگر اين است كه درمجموع ۴۲ گونه متعلق به ۸ تيره از پرندگان آبزي در بازارهاي گيلان شناسايي شده است. گونه هاي كمياب و در خطر انقراضي همچون اردك بلوطي و باكلان كوچك نيز طي مدت بررسي به تعداد قابل توجهي در كنار ساير پرندگان،شناسايي و مشاهده شد. از نمودهاي ديگر اين عدم نظارت و مديريت بر صيد و شكار و چگونگي عرضه در استان، مي توان به فروش تعداد قابل توجهي از پرندگان غيرحلال گوشت، همچون حواصيل ها، كاكايي ها و باكلان ها اشاره داشت.
بي شك اجراي مفاهيم مديريت بهره وري از منابع طبيعي بر مبناي اصول اوليه توسعه پايدار به خوبي مي تواند علاوه بر حفظ نسل و تداوم حيات پرندگان مهاجر آبزي در سال هاي آتي، بهره مندي چندگانه اهالي از اين نعمات خدادادي را پايدار و مستمر سازد. از اين رو اميد است تا با سازماندهي بيشتر و نگاهي كارشناسانه به وضعيت صيد و شكار در گيلان و ديگر استان هاي شمالي كشور، ضمن قانونمند كردن كليه مراحل اجرايي، نظارت كاملي نيز بر چگونگي انجام اين عمل صورت گيرد
نویسنده : مهدی رخ ; ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ مهر ،۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ اولين شكار كبريت بي خطر

من وداداشم تصميم گرفتيم كه سه شنبه صبح بريم شكار البته الان پروانه ندادن ما هم گفتيم بريم تو شاليزار ها براي شكار نيئشك و يا احيانا بلدر چين كه اينجا بهش قوشوم ميگن ساعت 8 از رشت حركت كرديم ساعت 9 به محل رسيديم ( آخه ما خيلي سحر خيزيم ) در راه رسيدن به شكارگاه از چند تا باغ بادام هم بايد رد ميشديم تو وسطهاي باغ بوديم كه داداشم ازمن جلوتر بود به يه دسته سار اشاره كرد تفنگ رو بالا آوردم وباهاشون حركت كردم ، بالاي سر داداشم آماده شليك بودم اما خطرناك بود ( ما تازه كاريم نمي دونيم كه كسي ك تفنگ داره بايد جلو حركت كنه ) تفنگ رو از شونهم پايين آوردم اما با تشويق برادرم براي شليك كردن، دوباره آماده شليك شدم ولي دور بودن گفتم باداباد شليك كردم اما چيزي نيفتاد بلاخره بعد از نيم ساعت پياده روي به محل رسيديم كه داداشم يه دسته سار رو كه از دور به طرغ ما ميومدن ديد ،تفنگ رو پشتش قايم كرد همينكه به تيررس رسيدن تفنگ رو بالا آورد ، گله تغيير مسير داد ، شليك كرد اما اينبار هم چيزي نيفتاد .

در داخل شاليزار ها راه رفتيم به اميد اينكه يه نيشك از زير پاي ما پر بگيره اما اين طور نشد . بعد از نيم ساعت راهپيمايي در شاليزار هاي پر از گل دو نيئشك كه از دور به من نزديك ميشدن نظرم رو به خودشون جلب كرد ، الان ديگه در تير رس من بودن همزمان با بالا آوردن تفگ مسيرشون رو عوض كردن و در جلوي من قرار گرفتن منم حدود نيم متر جلوشو گرفتم در هنگام چكوندن ماشه در 25 متري من بودن ديدم كه يكيشون ترمز دستي شو كشيد  و همون بالا چپ كرد وبا يه بال بسته ويه بال باز به حالت چرخش مثل يه چتر باز آرام به زمين افتاد باورم نميشد كه زدم ، اصلا باورم نميشد كه اولين شكار من نيشك باشه اونم پرندهاي كه افتخار هركس اينه كه اونو رو هوا بزنه ( زدن نيشك از اونجا سخته كه علاوه بر پرواز سريع به صورت زيك زاك حركت ميكنه واصلا رو خط مستقيم بند نميشه ) از خوشحالي داشتم پر در مياوردم به سمتش دويدم مثل باد اما در بين راه پام به كرت شاليزار گير كرد با سر تو گل فرود اومدم  ولي با اون حال بلند شدم ودوباره به سمتش دويدم ....

اون روز سه تا تير ديگه براي نيئشك خالي كرديم اما چيزي نزديم الن با خودم فكر ميكنم ، مي بينم اون پرنده چقدر بدبخت بود كه من زدمش

 

اينم عکس من البته موقع شليک از خواب پريدم

نویسنده : مهدی رخ ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک