شكار و ماهيگيري


+  

درروز 26 فروردين 1384 ساعت 8 پسر عموم اومد دنبالم گفت اگه رشت نميري (من كياشهر بودم) ساعت نه و نيم ميام دنبالت بريم واور زني (واور وسيله ي كه تور رو به وسيله ي دو لوله ي باريك به صورت هفت به هم مي بندند و در انتهاي اون يه دسته ي بلند ميزارن) منم گفتم باشه ساعت نه ونيم من و پسرعموم اويس با موتور رفتم خونه ي يكي از دو ستاي اويس به نام وحيد كه خونشون نزديك سفيدرود بود ساعت 10 رسيديم  ساعت  ده ونيم از خونه ي وحيد پياده حركت كرديم بعد از حدود نيم ساعت پياده روي به محل رسيدم در راه از هركي مي پرسيديم خبري هست ميگفت نه و ماهرجه بيشتر جلو مي رفتيم بيشتر نا اميد مي شديم خلاصه يه جا پيدا كرديم  ماداشتيم از گرما مي برديم هوا حدود23 درجه وشرجي وبدون هيچ بادي بود. از دو واوري كه آورده بوديم يكي رو باز كرديم و وحيد مشغول شد من واويس كنار نشستيم ونگاه كرديم يه دفعه اويس گفت:

 

اويس:الان خوبه يه ستره(آسترا ) بزنيم وحيد دوست داري چند كيلو خاويار داشته باشه

وحيد: 10 كيلو

من : چه كم اشتها

اويس : خوب 10 تا 200 هزارتومن 2000000 تومن نفري 660000 تومن خوبه

من : بار بگيريم به من گوشتشو بدين

اويس: خوب ميشه نفري 1000000 با 7_8 كيلو گوشت وحيد با پولت چي كار ميكني

من: من فرار ميكنم ميرم آمريكا

وحيد :اويس اگه پول دست بياد همه رو خرج ميكني آخه برنالمه نداري

اويس : تو برنامه داشتي چه غلتي كردي

 

يه دفعه باد سرد اومد وهوا حدود 10 درجه سردتر شد دو ديقه بعد بارون كرفت منم زنبيلي كه روش نشسته بودم رو گذاشتم رو سرم نيم ساعت بعد با شديد تر شدن بارون دست از پا دراز تر مثل موش آب كشيده برگشتيم خونه.

 

روز قبلش هم رفته بوديم با قلاب ماهي سفيد گيري كه بعدا تعريف مي كنم .

اين عکس واوره ببخشين اسم فارسی شو بلد نبودم

در اينجا ميتوان با ويلچر ماهيگيری کرد(قابل توجه آيا ميدونی قطع نخا يعنی چه

من در ساحل سفيد رود بندر كياشهر

من وپسر عموم اويس

نویسنده : مهدی رخ ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک