شكار و ماهيگيري


+ ماهي گيري در شب

تابستان امسال اصلا فرصت ماهي گيري نداشتيم و به ناچار بايد شبها به ماهي گيري ميرفتيم چند شب به رودخانه سفيد رود رفتيم و براي كپور نشستيم اما شانس با من يار نبود و چون كه درد سر زياد داشت راه دريا رو پي كرديم روي سنگها با يه چراغ گازي مينشتيم شب اول به تماشا گذشت كه مردم چه طور ميگرفتن و ما با حسرت نيگاه مي كرديم شب دوم هم داشت به همين منوال مي گذشت كه توي تاريكي يكي از آشنا هامو ديدم  و دليل موفق نبودنم رو ازش سوال كردم و جواب رو تو خمير ديدم با عوض شدن خمير چند تا ماهي سفيد و چند تا كفال به پستم خورد و بعد با يك كپور 1200 گرمي كار به پايان رسيد اين بزرگترين سايز كپوري بود كه اونشب بالا اومده بود كه متسفانه عكس نگرفتيم . شب بعد كه رفتيم با هزار بد بختي يه جاي پيدا كرديمو نشستيم اونم با چه وضعي . خلاصه بعد از چند حركت ناموفق بلاخره داداشم يه كپور زد وقتي بالا آورديمش تمام ملت اومدن ماهي رو تماشا كردن و احسنت تبريك و ماشالاه  گفتن يه كپور 2200 گرمي بود كه تو اون مكان و اون موقعيت خيلي خيلي بزرگ بود به حدي كه اگه چشم يكي از اطرافيانمون شور بود تا الان يه بلاي سرمون ميومد .

نوشته شده توسط مهدي رخ  

نویسنده : مهدی رخ ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک