ماهي گيري در شب

تابستان امسال اصلا فرصت ماهي گيري نداشتيم و به ناچار بايد شبها به ماهي گيري ميرفتيم چند شب به رودخانه سفيد رود رفتيم و براي كپور نشستيم اما شانس با من يار نبود و چون كه درد سر زياد داشت راه دريا رو پي كرديم روي سنگها با يه چراغ گازي مينشتيم شب اول به تماشا گذشت كه مردم چه طور ميگرفتن و ما با حسرت نيگاه مي كرديم شب دوم هم داشت به همين منوال مي گذشت كه توي تاريكي يكي از آشنا هامو ديدم  و دليل موفق نبودنم رو ازش سوال كردم و جواب رو تو خمير ديدم با عوض شدن خمير چند تا ماهي سفيد و چند تا كفال به پستم خورد و بعد با يك كپور 1200 گرمي كار به پايان رسيد اين بزرگترين سايز كپوري بود كه اونشب بالا اومده بود كه متسفانه عكس نگرفتيم . شب بعد كه رفتيم با هزار بد بختي يه جاي پيدا كرديمو نشستيم اونم با چه وضعي . خلاصه بعد از چند حركت ناموفق بلاخره داداشم يه كپور زد وقتي بالا آورديمش تمام ملت اومدن ماهي رو تماشا كردن و احسنت تبريك و ماشالاه  گفتن يه كپور 2200 گرمي بود كه تو اون مكان و اون موقعيت خيلي خيلي بزرگ بود به حدي كه اگه چشم يكي از اطرافيانمون شور بود تا الان يه بلاي سرمون ميومد .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نوشته شده توسط مهدي رخ  

/ 4 نظر / 219 بازدید
کيهان

سلام خوشحالم که به طور اتفاقی با وبلاگ شما آشنا شدم.باز هم خواهم آمد

کيهان

سلام موضوع وبلاگ؟!از هر دری سخنی درست مثل خود زندگی

امیر

آحه دوست عزیز آقا مهدی کجای دنیا دیدی که تو فصل تابستون سفید حوراک داشته باشه

سلام مطالبت زیباست متاسفانه مبهمه خوب اگه خمیرو عوض کردی یعنی چه . چرا واضح تر نمیگی