خاطرات گذشته (عکسها رو حتما ببين)

سال سوم راهنمايي من وپسر عموم وپسر خالهم قرار شد ساعت پنج ونيم صبح به يكي از كانال هايي  كه براي آبياري شاليزار استفاده ميشد وچند كيلومتري از خونمون فاصله داشت (براي گرفتن ادك ماهي) بريم بعد از رسيدن وباز كردن قلاب (يه چوب و موتور  روسي مال دوره ي قاجار) خلاصه قلاب رو پرتاب كردم و آروم آروم بالا كشيدم طوري كه پلاك در سطح يك متري آب حركت ميكرد و وقتي كه نور آفتاب به پلاك مي خورد درخشش رويايي داشت من يه لحظه هوس كردم كه من قلاب رو بخورم كه يه دفعه يه درخشش از سمت راست قلاب رو گرفت و ... من كه اوين ماهي بزرگم كه بود گرفته بودم دستپاچه شدم حلا نخ من نخ شماره ي سي آلماني بود( شانس آوردم) دكمه ي خلاصي موتور رو زدم وبا كم و زياد كردن نخ سعي در خسته كردنش داشتم وهي عقب مي رفتم يه دفعه اومد رو آب هيولايي بود دوباره رفت زير آب من ديگه داشت گريم در مي اومد بلاخره به هر ترتيبي آوردمش كنار پسر عموم پريد با يه دست آبشوشش رو گرفت وبايه چوب زد تو سرش آورديمش بالا بي انصاف دو كيلو مي اومد اون روز سه تا ديگه گرفتم اما به دليل بي تجربگي نتونستم بالا بيارمشون

<?xml:namespace prefix = o />

ماهر دفعه كه به قم مي رفتيم(خونهي عمم) پشيمون مي شديم كه چرا تفنگ بادي رو نياورديم اين دفعه كه رفتيم با خودمون برديم صبح زود داداشم از خواب بيدار شد و من نيم ساعت بعدبيدار شدم تو اون نيم ساعت 4 تا قمري زد من كه رفتم 6 تا ديگه زدم سر جمع 13 تا زديم اما زدنشون حال نمي داد چون فرار نمي كردن بيشتر از فاصله ي 4-5 متري ميزديم اما روز دوم زرنگ شده بودن 3تا بيشتر نتونستيم بزنيم اين هم عكس هاش

 

اينم داداشم بن يامين

اينم من

در دوران راه نمايي ودبيرستان من محيط  خودم رو افزايش دادم اين بار تا مرداب گسترش دادم محلي ها به اين مرداب لنچسازي ميگن خلاصه در اون سالها حسابي ماهيگيري مي كرديم بهترين تابستون زندگيم تابستون سال اول دبيرستان بود كه من از نود روز تابستون حدودا هشتاد تا هشتادوپنج روزشو به ماهيگيري رفتم . ومن سال سوم دبيرستان از كياشهر به رشت اومديم وتا حالا پنج ساله كه اينجا هستم <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

راستي برف امسال درسته كه براي بعضي ها بلا بود اما براي من وبرادرم خاطرات خوبي داشت چون حسابي شكار كرديم به زودي عكساشو مي زارم.

اين عکسها مربوط به ۹ سال پيش هستند!!

 

پل جوبي بندر كياشهر

من و پسر عموم من سمت راستي هستم

لنچسازي بندر كياشهر

سنگ چين بندر كياشهر

پارك ملي بوجاق بندر كياشهر

/ 7 نظر / 24 بازدید
ashkan ojaghi

baraye shooroo kheili alie sya kon webloget ro be hame ba\eshnasooni va tabligh koni

ميداني قطع نخاع يعني چه؟؟

سلام خدمت مهدي خان گل دوست عزيز و گرامي . حال و احوال ؟؟ حضور انور شما عرض ميشود كه لينك شما را بعدا حتما در وبلاگ مي گذارم . نوشته هات هم خيلي خوبن اما عكس هاي زياد و سنگينت خيلي وبلاگت را سنگين كرده . هر چند كه عكس ها خيلي باحال هستند . خيلي خوب ميشه كه مكانهايي را كه براي ماهيگيري مناسب هستند معرفي كني و همچنين خوب خواهد بود كه بگي كجا ها ميشه با ويلچر براي ماهيگيري رفت . زياده عرضي نيست جز آرزوي طول عمر تندرست و شاداب و كامروا باشيد

صیادان شمال

سلام اگه اجازه بدبد خاطره شما رو در وبلاگ صیادان شمال قرار بدیم البته با ذکر نام و وبتون ضمنا شما رو لینک کردیم منتظر پاسختون هستم

پوریا

سلام. مرسی از مطالبت. احتمالا روزای خوبی رو با ماهی گیری گذروندی!!!

کلبه شکار

برای اولین بار در ایران شما میتوانید بهترین و جدیدترین فیلمهای شکار را از سایت فروشگاهی کلبه شکار تهیه کنید www.kolbeshekar.com

هم وطن

جالب بود من هم بخاطر عشق به ماهی گیری تو کیاشهر زمین خریدم البته من عاشق ماهی نیستم بلکه متنفرم و عشق به ماهی گیری بخاطر اینه که میخوام نسلشون رو منقرض کنم.