شکار تمساح

با سلام خدمت تمام دوستان عزيز که با فوحش های آبدارشون من رو مورد عنايت قرار دادن راست ميگن که حقيقت هميشه خريدار داره ...16.gif16.gif21.gif21.gif

يه شوخی03.gif

در اولين فرصت عکس خرخره ام رو ميزارم تا مخافا دانلود کنند وبعد از پيرينت کردن بجون وحرس نخورن03.gif04.gif32.gif

در جواب دوستان قبل از هرچيز عموی عزير : 07.gif10.gifعموجان همونطور که بهت گفتم من نصيحتت رو آويزه گوشم قرار دادم شما مگه پيش من بوديد و ديديد که من تمام کبوتر ها رو قتل وعام کردم ؟ از کجا معلوم که من تمام کبوتر هايی که پشت مگسک قرار ميدم رو بهشون شليک ميکنم مطمئن باشید اگه من بخوام تمام اين کبوتر ها رو ميزنم به نظر شما اين چه معنی داره ؟ وراستی يه چيز ديگه اون گربه رو من به سمتش شليگ نکردم فقط پشت مگسک گذاشتمش بايد اون گربه خونگی ماست ومن خيلی دوسش دارم ببخشيد31.gif راستی عموجون نفرينات اثر کرد.

دونظر

حميد:به تجربه ثابت شده آدمهائی که می تونن به راحتی حيوانات رو بکشن از آدم کشی هم ابائی ندارن و بيشتر قاتل ها ثابت شده که در کودکی و جوانی به آزار و کشتار حيوانات مشغول بوده اند. خاک برسر تو و امثال تو

ژيلا: سلام از طريق وبلاگ گربه ايرانی با شما آشنا شدم.برام خيلی عجيبه که بارون شما رو به وجد مياره! مگه شما احساس هم دارين؟ !! اصلا فکر نميکردم يک قاتل هم اينقدر روح لطيفی داشته باشه!!!! برای اين اعمال وحشی گرانه خودتون وبلاگ هم درست کرديد؟؟! واقعا که مسخرست.فقط يک چيز ميتونم بگم: از کسانی که عقده های زندگی خودشون رو با آزار و اذيت موجودات زنده خالی ميکنن تنفر دارم.....واقعا برات متاسفم مطمئن باش يه روز قاتل بزرگی خواهد شد!!!!

يکی نيست به اين آدم ها بگه که شکار با آزار واذيت حيوانات فرق ميکنه

12.gifبابا من به اون گربه شليک نکردم 17.gif

من يه جا خوندم تمام شکارچی ها دوست دارن خالی ببندن

شکارتمساح :

در يكي از روزهاي بهار در خانه به صدا در آمد، پستچي پشت در بود ، بعد از امضا كردن ، پاكتي رو به من داد كه از طرف يكي از دوستان پدرم ، در آفريقاي جنوبي ، براي پدرم فرستاده بود من لحظه شماري ميكردم تا پدرم به خانه بياد تا سر پاكت رو باز كنه بلاخره انتظار تمام شد و پدرم به خانه آمد و بعداز باز كردن سر پاكت ما در پوست خود نمي گنجيديم ، يك دعوت نامه براي تمام خانواده . بعد از محيا شدن و تهيه پاس و بيليط راهي سفر شديم .پس  از يك پرواز طولاني به مقصد رسيديم در آنجا آقاي يوسف جلالي ( دوست پدرم) منتظر ما بود . با ماشين شخصي او كه يك لندي بود به سمت استراحتگاه كه حدود 250 كيلومتر با فرودگاه فاصله داشت حركت كرديم. در بين راه با آقاي جلالي راجع به محيط زيست نوع شكار ونوع ماهي ها  وبه خصوص علاقه من به شكار صحبت كرديم ، گفت كسي رو پيدا كني كه اين كاره باشه ميشه باهاش به شكار رفت وقول داد من رو به دوستش آقاي جان كالپاكس كه اصليت كانادايي داشت معرفي كنه. آقاي جان يك پيرمرد حدودا 60 ساله با موهاي سفيد وخيلي سرحال و شخصي بسيار شوخ بود. از زماني كه به اينجا اومده بود به شكار مي پرداخت اونم چه شكاري، شكار تمساح ، از شانس من چند وقت بود كه يك تمساح به اهالي يك دهكده حمله مي كرد و مسئولين محلي به پيش آقاي جان آمده بودند وقرار بود در قبال شكار تمساح اجازه ماهيگيري در درياچه را به او بدهند . من هم با كلي خواهش والتماس آقاي جلالي با او همراه شدم بعد از حدود 120 كيلومتر به روستاي مورد نظر رسيديم . در آنجا آقاي جان با كدخدا وچند نفري كه مورد حمله تمساح قرار گرفته بودند صحبت كرد تا محل دقيق حمله رو شناسايي كند من اول تصور مي كردم كه شكار تمساح بسيار آسان باشد ولي برخلاف تصور من بسيار سخت بود تا حدي كه ما به دنبال تمساح تا 40 كيلومتر طول رودخانه رو طي كرديم ولي فايده اي نداشت تمساح ها بسيار باهوشتر از اين حرفها بودن .در دو روز اول ما حتي موفق به ديدن يك تمساح هم نشديم فقط ردو پاي اونا رو ميشد ديد . با چند نفر از محلي ها اقدام به گذاشتن تله هاي ارتجاعي كرديم كه عامل محرك فنر كاميون بود و طعمه هم ران گاو .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

روز سوم باد بسيار مساعد بود وما يك تمساح بزرگ رو دنبال كرديم. آقاي جان هنگامي كه تمساح در جزيره وسط رودخونه در حال آفتاب گرفتن بود از پشت سرش با شنا كردن خودش رو به تخته سنگ پشت تمساح رسوند وبعد از خالي كردن آب ،كه در داخل لوله تفنگ جمع شده بود به سمت تمساح هدف گرفت ، تمساح متوجه شد و حركت كرد تا بره تو آب اما آقاي جان بلافاصله با يه تيراونو سر جاش نشوند بعداز چند لحظه ديدم كه به سختي مي خواد هيكل بزرگش رو به آب برسونه اما من از روي ساحل يه تيربه سرش زدم .

بعدازظهر اون روز يك تمساح كوچك رو با تله گرفتيم . من اول فكر ميكردم كه اين تمساح زنده رو به جاي ديگه اي منتقل مي كنند اما برخلاف تصور من آقاي جان ، تمساح رو كشت واين تمساح رو مثل تمساح قبلي به محلي ها داد تا از پوست وگوشتش استفاده كنند.

 

اينم عکس من با آقای جان ـ نفر سمت راست منم اونموقع خيلی چاق بودم :

عكس جعلي است

برای ديدن عکس اصلی اينجا کليک کنيد

بالا رفتيم ماست بود__ پايين اومديم دوغ بود__قصه ما تقريبا دروغ بود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

داستان بالا برگرفته از مستند شكار تمساح بود البته با اندكي تغيير؟؟!!!!

 

 

/ 10 نظر / 12 بازدید
raha

دوست عزيزم سلام راه نو ايران برای ايجاد پل ارتباطی ميان وبلاگ نويسان اقدام به معرفی وبلاگها نموده است خوشحال ميشوم شما نيز در چند جمله کوتاه وبلاگت را به ساير دوستان معرفی کنيد

منتظر...

سلام. آقا مهدی. او ل تا کلمه تمساح رو ديدم حالم به هم خورد. بعد عکست هم خيلی زشت بود. من به حيوونا اصلا علاقه ندارم اما حادثه جويان رو که تو تی وی نشون ميده نگاه ميکنم، در ضمن من که نگفتم تو شکنجه گر هستی من گفتم که حديث داريم که اگر حيوانی مزاحمتون هست بکشيدش اما با زجر نه يعنی زود بکش خلاصشون کن. بعد هم اصلا فکر نکن که شما قاتل هستی چون هر فکر مثبت و منفی در آدم اثر ميذاره و تلنگری برای اقدام درست يا غلط بعديه! از اين دوستايی که نظر ميدن تقاضا ميکنم که اينجا با شغل شريف شکار در تعاملند لطفا به آقا مهدی بد و بيرا نگن و دعا کنن که موفق بشه نه اينکه قاتل و نه چيزای ديگه و نه آينده نگری و جانی شدن. ولی خدايی حالم داره از اون تم... به هم ميخوره اول صبحی گناه کردی!!!!!!!!!!!!! بازم سر بزن.

سجاد

سلام قربون .سر ظهری خيلی حال کردم فکر می کردم شکارچی ها يه کمکی بلوف می کنن ولی اين جوريشو نديده بودم .به هر حال منم متاسفم که دوستانی که شما رو مورد عنايت قرار داده بودن از روی تعصب بی مورد وبدون اينکه شناختی از شما داشته باشن اين حرفا رو زدن. می خواستم از عمو علی به خاطر مطالب زيباش در اينجا ازش تشکر کنم. خيلی مواظب خودت باش که تمساحه تو رو نخوره.راستی از ادکا چه خبر؟می گن به شمال رسيدن؟ ولی از پروانه ی شکار خبری نيست؟..

bahram sport fisher man

آقا گفتيم خالی ببند ولی نه ديگه به اين بزرگی:ي:ي.جالب بود.کار خودت رو با در نظر گرفتن مخاطبات ادامه بده و به حرف بعضیا گوش نکن.

محمد

دوست با صفای من. اگه یادت باشه تو یکی از پست های قبلی علامت خطر رو بهت نشون دادم. گاهی مواقع نبايد همه چيز رو گذاشت جلوی چشم مردم و خلاصه بخش رقت آور شکار رو به همه نشون داد... با اينهمه تجربه ثابت کرده که همين مردم عادی و بظاهر دلسوز اگه آب ببينند شناگرانی بس قهار اند. کافيه يدفه تفنگ دستشون بدی تا ببينی چطور با شوق و ذوق به زمين و آسمون تير می اندازند و هر چی دم لوله بياد تيری می کنند. هيچی هم جلودارشون نيست.... خوش باشی مرد شکار.

mohammad

سلام رفيق جالبه که تو آفريقا برای پروانه ماهيگيری بايد تمساح شکار کنی(اون لحظه که محيط بان بالا سر من بو حاضر بودم دايناسور شکار کنم) موفق باشی

منتظر...

سلام. خوبی. با عرض تبریک به مناسبت بعثت مرد پیام آور عشق و زندگی. حتی دیگر لحظه ها هم تاب انتظار را ندارند! من به روزم و منتظر حضور پر مهرتون..

ashkan

salam aga kheili mamnoon ke behem sar zadi .bayad khedmatet arz konam ke man esme in mahi ro az mohit bane oon ja porsidam va oon ham in ro behem goft ke esme in mahi zard pare hala moonde be harfe oon marde va in ke shoma betooni az ghiafash tashkhis bedi ke chie.mersy bye

سارا

داستانتون خیلی مسخره بود.